جستجو در جاوو

شعر | با صدای شاعر

مشفق کاشانی | غمِ دل

شعر | با صدای شاعر
3 دقیقه

درباره این اپیزود

▨ نام شعر: غم ِ دل

▨ شاعر: مشفق کاشانی

▨ با صدای: مشفق کاشانی

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گره خورده چون نی، نوا در گلویم‌

که با جان بنالم که با دل بمویم

نیستانی از ناله در سینه دارم‌

جدا از نیستان، نواخوان ِ اویم

غباری نشسته به هر رهگذارم‌

غریبی پر افشانده بر خاک ِ کویم

حبابی تهی‌مانده از خود، بر آبم‌

غریقی به گرداب ِ حیرت فرویم

نه دستی که از آستینی بر آرم‌

نه پایی که بر آستانی بپویم

نه آهی که بر آسمانی بر آرم‌

نه اشکی که زَنگار از دل بشویم

در این وَرطه از خویشتن ناگزیرم‌

بر این لُجّه، افتاده از های و هویم

گذشت از سرم آب؛ این سرگذشتم‌

شده نقش بر آب این آرزویم

اگر دامنش روزی آید به دستم‌

غم ِ دل بگویم، غم ِدل بگویم

عباس کی‌منش مشهور به مشفق کاشانی 

متخلص به مشفق